Saturday, September 20, 2008


باران که میوزد سوی چشمانم ...
باران که میوزد ...
باران که میوزد ...


















اگر تو مرا...


Sunday, September 14, 2008

آنکه میگوید دوستت دارم...

فدای بغض چشمایی که قرمز میشه از هر غم
فدای لحظه ی سردرد
و زمان ایستای عشق

اما لعنت به همون حنجره ای که نمی تونه حرف دل رو فریاد کنه

کاشکی یه بادی بیاد
زندگیمون رو پراز آفتاب و مهتاب کنه
ما رو از این غم دیروزم و فردام آزاد کنه

Friday, September 5, 2008

گریپ فروت


سنگین بود

از صبح

دنبال بهونه بودم بریزمش بیرون اما هیچ اتفاق بدی نمیفتاد

هیچ اتفاق بدی نمیفتاد و روز میگذشت

روز میگذشت و من حتی دستمم لای در تاکسی نمیموند



برمیگشتم

پغی آسمون ترکید و ...

خیس شدم


اتفاق بدی نیفتاد

Tuesday, September 2, 2008

من باهارم تو زمین
من زمینم تو درخت
من درختم
تو
...باهار
.
.
.
...من و تو یکی دهانیم

Sunday, August 31, 2008

:)


------------------------------------------------------------
-------------------------------------------


Dial up is disgusting !